تبليغاتX
از ریشه ها تا میوه ها

 

پاسارگاد پنجم فروردين 86 -از داراب

ای ایران... 

دو تک زنگ کوتاه از تلفن همراه: یعنی اینکه پیغامک داری!

"داریم می رویم پاسارگاد. نمی آیی؟!"

و پاسخ دادم:

 صبر کنید! می آیم. 

با شتاب رفتم و مثل همیشه دیر رسیدم. اما بلاخره رسیدم. تاخیر حرکت اتوبوسها همیشه هم بد نیست!

راننده برایمان "تری ایکس" گذاشت و مهماندار برایمان نسکافه آورد و بانوی بهار برایمان هوای نمناک!

یکی دو ساعتی در گفت و شنود و بعد ایستادن برای شام و بعد دوستان در هوای بهار و شوق شیراز دستی افشاندند. می پرسند: شما با ما نیستی؟! می گویم: اینکه کنار شما نشسته ام تنها به خاطر این است که صندلی هایمان کنار هم است.

همه ی راه در تاریکی سر می شود تا در دو راهی فرعی پاسارگاد پیاده می شویم. کوله می کشیم تا به آرامگاه می رسیم و هوا روشن می شود.  آفتاب نم نم بالا می آید و گردشگران کم کم پیدایشان می شود. مردی در کسوت گارد جاویدان و در سیرت حارسین در درگاه آرامگاه ایستاده.

ساعتی در آنجایم و بعد به کاخهای اس و پی و آرامگاه کمبوجیه و سپس به تله تخت می روم. وقتی بازگشتم گفتند: یکی دو تن از بچه هایی که آگهی برگی در اطلاع رسانی درباره زیانهای آبگیری سد سیوند پخش کرده اند٬ از این کار باز داشته شده اند.. بخشدار پاسارگاد خود کوروش نام دارد. و مانده است حرمت نامش را نگاه دارد یا نان زن و بچه اش را.

 آفتاب به روی آرامگاه می رسد و آتش در دلها زبانه می کشد. دستها در هم زنجیر و  زنجیره ی مهر گرداگرد آرامگاه کوروش بزرگ پهن می شود و نام پاک ایران به آوازی خجسته طنین می افکند تا مرز پر گهر همچنان سرچشمه هنر باشد.. می پرسند: حالا چی با ما هستی؟ می گویم: هستم! دلهایمان در کنار هم است و همه مست تماشای یک نگاریم..

مهرورزان در پاسارگاد - از داراب

چند نفری سین جین می شوند که چرا نام ایران فریاد شد و چرا فر ایران ستایش شد و چرا دستها به مهر در هم گره خورد..

از آنجا به پارسه می رویم و نماهنگی بس دلنشین می بینیم و می شنویم. هنرمندان خوش صدای دوبله  این بار برای ایران باستان هنرنمایی کردند.

و ساعت دوازه شب به شیراز می رسیم. سخت خسته ام. می خوابم و بامدادان بیرون می زنم تا شهر گل و بلبل را ببینم.

در این کافی نت لعتی نمی توان تمرکز داشت. پس بجای نوشتن شما را به دیدار زیبایی های شیراز در این عکسها می برم. باقی گفتنی ها هم بماند برای پستی دیگر..

 

از داراب

كوروش بزرگ دوستت داريم

 

از داراب خافظيه

پيري در جستجوي مي به آرامگاه حافظ

 

در پوشش عشايري فارس از داراب

 بانوي بهار اول به شيراز مي رسد

 

خشايار شاه موزه نصيرالملوك شيراز- از داراب

یک پادشاه ساسانی که سر از خانه زینت الملک درآورده!

  اگر گفتید اسمش چیه؟!

 

اگر از عكسها استقبال شايان توجهي شد بقيه آنها را هم مي گذارم!

+ نوشته شده در پنجشنبه 23 فروردین1386ساعت 19:9 توسط داراب |